جشن فارغ و تحصیلی
دست مربی های گلشون و مدیر مهد و عمو بابک درد نکنه که سنگ تمام گذاشته بودند و کلی با بچه ها کار کرده بودند و حاصل زحمات انها را ما دیدیم .
واقعا بچه ها همه چیز رو خوب یاد گرفته بودند و با امادگی تمام برای ما شعر ها و بقیه برنامه ها رو اجرا کردند.
سرود ای ایران و سرود پایانی انها با عنوان مربی های مهربون که سرود خداحافظی با مهد و مربی ها بود را هم خواندند که اشک ما رو در اورد.
این هم شعر پایانی
مربی های مهربون خدانگهدار
دوستهای خوب و همزبون خدانگهدار
داریم میریم ما از این گلستان
دست به دست هم سوی دبستان
با بال ایمان با بال دانش
فردا بسازیم با کار و کوشش
روزهای اول ما غنچه بودیم
به مامان بابا وابسته بودیم
در مهد کودک شکفته گشتیم
عشق و معرفت فرا گرفتیم
ای مهد کودک بحر امیدی
در سینه ی ما مهر افریدی
اگر میرویم از مهد کودک
قلب و روح خود به تو میدهیم
دنیای ما راز داره یک راز زیبا
دوست باشیم یار باشیم با هم بچه ها
دنیای ما راز داره یک راز زیبا
دوست باشیم یار باشیم با هم بچه ها
اینجا را مکانی دونستیم گاهگاهی خاطرات خودمون را با پسر و دخترمون بنویسیم به امید اینکه یه روز خودشون هم این صفحات رو بخونن و لذت ببرن .