خبر چینی
نامه ای را که موارد مورد نظر را مینوشتیم را بطور پنهانی به مربی آنها میدادیم و مربی آنها هم میگفت این نامه از طرف آقای پستچی در مورد روزبه جان میباشد و نمیگه ما این مطالب را اطلاع دادیم.(مثل آقا کلاغه)
نامه ای را که موارد مورد نظر را مینوشتیم را بطور پنهانی به مربی آنها میدادیم و مربی آنها هم میگفت این نامه از طرف آقای پستچی در مورد روزبه جان میباشد و نمیگه ما این مطالب را اطلاع دادیم.(مثل آقا کلاغه)
اما بعد الظهر یکشنبه که از خواب پا شد ،دیدیم بدنش پر از جوش شده و آبله مرغون گرفته .
امروز رفتیم مهد پیش دکتر مهدشون که هم برای روزبه دارو بنویسه و هم به مربی شون بگیم چند وقتی روزبه مهد نمیاد .
من:چرا؟
روزبه:آخه باعث میشه ما بچه ها توی خونه هر بازی که دوست دارن بکنن و هر کارتونی که دوست دارم ببینم و هر کاری بخوام بکنم و مهد نرم.
حالا هر کی ندونه فکر میکنه تو مهد چه خبره
من:اره دوست دارم ولی چرا اینو پرسیدی.
روزبه :اخه این پسری که تو پارک هلی کوپتر داشت میگفت اینو از کربلا ۶۰ تومن خریده.(یکی از بچه ها هلی کوپتر داشت و اجازه داده بود روزبه هم یه بار پروازش بده البته محدود.)