توی تعطیلات نوروز یه روز که از پارک با روزبه برمیگشتم خونه یهو گفت بابایی موافقیم یه سفر بریم کربلا.

من:اره دوست دارم ولی چرا اینو پرسیدی.

روزبه :اخه این پسری که تو پارک هلی کوپتر داشت میگفت اینو از کربلا ۶۰ تومن خریده.(یکی از بچه ها هلی کوپتر داشت و اجازه داده بود روزبه هم یه بار پروازش بده البته محدود.)